- تاریخ: 1401/11/7 ساعت: 22:31
(بوتاکس.) مثل یک مزرعه از ترس ملخ ها سرشارمثل جان کندن یک جرم سیاسی بر دار میشود غصهء نوشیدن الکل را خورد میشود حیثیت مردم بی غم را برد یا که عطر تن زنهای فروشی در شهر طعم شیرین لب دخترکی بعد از قهر مثل دستان سیاه کودکی بعد از واکس حس مصنوعی بوسیدن لب از بوتاکس خستگی از همهء مردم اینجا،از تو یا که پ...
تناسخ - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 5:20
من چه غمگینمو انگار کسی قادر نیست که مرا از دم رویای تو برگرداند آرزویم لب این پنجره این است عزیز، که مرا مرگ به دنیای تو بر گرداند... عرفان احمدی شاعر بد خط
قلب من - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 5:20
قلب من بعد تو جز خانهء متروک نبود عشق تو مرهم این زخم پر از کوک نبود تازه فهمیدمو این باعث زجرم شده است قلب من با تو بجز،لانهء یک خوک، نبود... عرفان احمدی شاعر بد خط
الکل نذری - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 5:20
€RFuN AMD: (الکل نذری ) در نگاهت مثل خورشیدی که باران دیده است چتر یک رنگین کمان را روبه چشمت وا کنم شکل خورشید غروب سرد دریای شمال میروم در عمق دریا تا که خاموشت کنم مسخ رویاهای شیرین هزاران آرزو نذ
انقراض - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 5:20
(انقراض) کم بگو از بوی خوب نذری همسایه ام من پر از تنهاییو تفسیر صدها آیه ام گوش من امشب برای این نصیحتها کر ست تشنه ام باور بکن الکل برایم بهتر ست جان من با مرثیه از قصه بیزارم نکن لا اقل امشب مرا
خانه ام بدترین جای زمین ست - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 5:20
خانه ام، بدترین جای زمین ست انگار!! روبرو هرچه که میخواهم نیست نفسی چند قدم از بغلت دور، همین!! آخرش را تو بگو آنچه که میخواهم چیست؟!!، آنقد`ر، فاحشه بودم که نخواهی من را!!؟ حالت از بس که نخوابیده کنارم،عالیست!، تو بیا ،شانه به شانه نزن اینبار ولی!!! که دلم خسته از این بازیو ،میخواهد ایست،.! و تنم ،...
نیست کسی در بدنم - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 5:20
(نیست کسی در بدنم) ساکتم دور همین میز و عاشق شده ام راحتم کن بگذرداد زدن را بلدم آنچنان گریه کنان بغض به چشمم زده بود که ندیدم ،و خودم را به ندیدن نزدم! روبه تو هرچه که بود فاصله ها بسیارست، ساعتم ز
تک بیت عرفان احمدی .شاعر بد خط - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:06
بیا باور بکن از مرگ کسی دیگر نمیمیرد از این بدتر که میبینی دلم دیگر نمیگیرد... عرفان احمدی شاعر بد خط
تو قرار است بروی.... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:06
تو قرار است بروی توی سرم زمزمه ایست باز هم وقت غم است باید از او دل بکنمحال من تیره شده مثل کلاغی شده ام آرزوی تو شده رخت عزایی به تنم من دلیلم تو شدی تا که به یادت همه عمر بی خبر، سر به خیالات بیابان بزنم... عرفان احمدی شاعر بد خط
مینی مال جدید عرفان احمدی شاعر بدخط ( قیچی) - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 22:16
تصور کن وقتی ، یک قیچی عاشق کبوتر میشود حتی تیغ های تیزش هم بالها را قیچی نمیکنند... عرفان احمدی شاعر بد خط
بادبادک اثری از عرفان احمدی شاعر بد خط - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 17:05
همیشه میترسیدم،که آرامشمان طوفانی شودو تو بروی تا با ابرها زندگی کنی،گرهت میزنم به قسمهای عاشقانه امشاید که مهر آسمان ،از دلت افتاد....(بادبادک) #عرفان احمدی شاعر بد خط
عرفان احمدی شاعر بد خط - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 17:05
هرچی که با یک دروغ شروع بشه با یک حقیقت به پایان میرسه... عرفان احمدی شاعر بد خط@shaerebadkhaterfanahmadi
شاخه تکبیتی از عرفان احمدی شاعر بد خط - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 17:05
شاخه ای را گر شکستی باغ را هم کشته ای با خزان بی محبت با تبر هم پشته ای... عرفان احمدی شاعر بد خط
بیتی از مثنوی عرفان احمدی شاعر بد خط - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 17:05
گمان مبر ز گریه ام که من حقیرمو بدم ببین چگونه یک تنه به قلب لشکرت زدم... عرفان احمدی شاعر بد خط
تک بیتی از عرفان احمدی شاعر بد خط لانهء یک خوک - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 17:05
عشق هم مرهم این زخم پر از کوک نبود قلب من با توبجز لانهء یک خوک نبود..... عرفان احمدی شاعر بد خط
داستان های کوتاه عرفان احمدی شاعر بد خط )پرنده و سگ - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 17:05
پرنده:چقد زندگی آسونه وقتی آدمارو گول بزنی که مثلا اهلی شدی تا برات دونه بریزن سگ:تو اونا رو گول نمیزنی خودتو گول میزنیپرنده:نه من به هدفم میرسم وبرام همین کافیه سگ:هدفت چیه پرنده:سیر شدن و سرگرم شدن سگ:منم یبار اینکارو کردم زندگیم خوب بود تا وقتی که دیگه نتونستم پرنده:چرا نتونستی کار اسونیه سگ:
عرفان احمدی شاعر بد خط داستان کوتاه پرنده و سگ4 - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 17:05
پرنده و سگ 4...سگ:همیشه به ی چیزی فکر میکنمپرنده :به چی؟سگ: به اینکه تو دنیا چه چیزی بدترین دردهپرنده:خیلی درد رنج وجود داره اما من یکی شون رو با چشمای خودم دیدمسگ:چه دردی اصلا مگه شماپرنده ها هم درد میکشید؟!پرنده کمی مکث کرد و بعد گفت:هفته پیش وقتی داشتم توی باغ وحشدنبال غذا میگشتم تو قفس پنگوئن ها
عنکبوت رباعی از عرفان احمدی شاعر بد خط - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 17:05
باید از پنجره ها دست به باران بزنم پشت این شیشه فقط از همه جا دل بکنم عنکبوتی بشوم از سرناچاریو ذوق تار غمگین خودم را به اتاقی بتنم..... عرفان احمدی شاعر بد خط
یک جفت دمپایی... - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 17:05
توی ساحل لاکپشتی رو به دریا می رود ترسم از فهمیدن مرغان دریایی نبودروی شنها دختری چشمان خود را بسته است ترسم از روییدن زن های هرجایی نبود یاد تو افتاده ام دریا برایم کوچک است قصدم از ماهی شدن در تنگ،تنهایی نبود روبه راهم مثل وقتیکه اذان سر میدهند مرهمی در خلوتم جز شعر با چایی نبود از همان وقتی که ا
حال جهانم عالیست.... قطعه - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 17:05
دست من مثل قمار است که آسش تو شدی تا که از در بروی دست جهانم خالیست چشم من منتظر لحظهء آرایش توست توی این لحظه فقط حال جهانم عالیست... عرفان احمدی شاعر بد خط